تبليغاتX
ღ♥ღعشــــقـღبهــــــــــارے ღ♥ღ

ღ♥ღعشــــقـღبهــــــــــارے ღ♥ღ

قلب تو هدیه ای از خداوند برای توست ,پس آنرا به سادگی تقدیم هرکسی نکن.

خاطرات خوب و بد!

 

به نام خدا!

سلام دوستای گلم! حال و احوال!!!   

خیلی وقت بود اپ نکرده بودم دلم تنگ شده!  

عرضم حظورتون که بخاطر کنکور ارشد دانشگامون ۵شنبه و شنبه تعطیل بود 

ما هم که از خدا خواسته بارو بندیلمونو بستیم ۴شنبه ساعت ۵ بعد کلاس

حرکت کردیم اومدیم تهران

تو ماشین فقط من دختر بودم کناریم یه اقا پسر دانشجو و کناریش یه پسر اصفهانی

جلو هم یه آقایی بود که خیلی باحال بود همش بگو بخند داشت

راننده هم خودش جوون بود مجرد بود

اصفهانی استدیو داشتن !

بعد اون آقاهه که جلو بود اینقد اصفهانی ها رو دست مینداخت   

سر چالوس آقاهه رفت کلوچه خرید برا خونه اصفهانیه هم رفت رانی خرید

اومد به هممون داد میگه باز بگین ما خسیسیم

یارو هم گفت خب هستین دیگه !! 

من اون لحظه نخوردم میگه بخدا ورد نخوندم دعا هم نزدم بخور !

گفتم تو ماشین عادت ندارم مرسی ! هنوزم نخوردمش راستی!!

الان یادم اومد!!!!!!!!! 

بعد میخندید میگفت پس روزی یه قطره بخور

تا اونجا زیاد گرم نشده بودیم ! بعد دیدم چون بی ادب نیستن

کم کم میگفتیم میخندیدیم !

کناریه من دانشجو ترم ۲ بود پسر خوب و مودبی بود!!

چند بار تو پیچ جاده به من برخورد کرد بعد گفت ببخشید بخدا دست من نیست

گفتم میدانم جواااااااااان

ولی نیم ساعت مونده بود جاشو عوض کرد چون دستش خیلی درد گرفته بود

بعد اون یکی اومد بهش  یواشکی گفتم چرا رفتی اونور من خیلی سختم شد

آخه اصفهانیه خودشو جم و جور نمیکرد

اون آقاهه هم بهمون کلوچه داد!

پسر اصفهانیه آدامس اوربیت تعارف کرد کسی نخورد! 

من تریدنت دادم همه خوردن  

بهش گفتم آدامس تو بدرد نمیخورد کسی نخورد 

آهنگ هم داده بود راننده گذاشته بود بعد همش قدیمی

میگفت بگین کیه!! یه کسایی رو میگفت من که شاخ در میاوردم

بعد یکی میخوند گفت اگه بگین کیه ۵۰ میدم جایزه

من اولش گفتم خودتی !! جواب نداد بعد آخرش گفت خودمم

گفتم من که گفتم!! گفت من نشنیدم ! کناریم گفت راس میگه گفت تویی

خلاصه قبول نکرد

همشم اینجوری بود

آره اینجوریا

به جرات میگم از بهترین سفرهای عمرم بود

بابام هم اومد دنبالمو اومدیم خونه!

فردا صبح آبجیم خواست بره بانک مامان گیر داد با ماشین برو

آبجیم هی گفت نه ها مامان گیر داد پول زیاده خطرناکه

آقا من تازه از حموم اومده بودم مامان داشت با دختر خالم حرف میزد

بعد موبایل مامان زنگ خورد آبجیم بود

گفت مامان ماشینو دزدیدن!! مامان منو داری گفت یا امام حسین بدبخت شدیم

نفهمیدیم چطور آماده شدیم رفتیم بیرون که

بعد گفتیم شاید یارک ممنون بوده بردن پارکینگ

حالا جرات نداریم به بابام هم بگیم!

به پسر همسایه گفتیم یعنی آبجیم قبل ما به پسر همسایه زنگ زده بود

اونم گفت احتمالا حمل با جرثقیل!!

ما زودتر رسیدیم پارکینگ !!البته سر کوچمونه

بعد از آقاهه پرسیدم حالا بغض کردم چه جورا... 

میگه چه رنگیه

حالا من رنگش یادم نمیاد!!  

میگم مامان چه رنگیه! پلاک رو بهش میگم میپرسم اینه!! میگه  سوئیچ همراته!!

میگم همونه!! باز میگه سوئیچ همراته! میگمن آقااااااااااااااا خودشه ! میگه آره

ولی اگه بدونین ما چی کشیدیم

آبجیم میگه من از بانک برگشتم میگم خدایا ماشین کو!!

یه ماشین دیگه جای ما پارک کرده!!

آخه از صبح هم همه دلشوره داشتیم 

خدا رحم کرد خلاصه !!

امروز میخواستیم بریم خونه عموم !!

به مامانم میگم زن عمو چه دعایی کرد که نریم

خلاصه که اینجوریاست دیگه!!

بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــه!

ببخشید طولانی شد!

این هفته ۴تا امتحان دارم!!

انقلاب و ریاضی و زبان و زیست گیاهی

 ++ انگار سوءتفاهم پیش اومده!!

من با تاکسی میام!یعنی میریم اونجا اسم ثبت میشه

که هرکی با چه ماشینی میره و میاد و هر پلیس راه تقریبا ۳ یا ۴ تا

پلیس راه تاکسی میره ساعت میزنه

اونا موظفن ۴ ساعت اون راه و بیان!

یعنی حتی با سرعت غیر مجاز نمیتونن برونن!

و یه جی پی ار اس همشون دارن

با ماشین سر راهی نمیام که...

 

 عنکبوت های ماده بعد از جفت گیری نرهای خود را میخوردند

آنها تنها موجوداتی هستند که فهمیده اند

شوهر به هیچ دردی نمیخوره

*****

چه حکایت جالبی است!

کلمه زندگی با زن آغاز میشود

و کلمه مردن با مرد!!!

پس ببال به خود که آغازگر زندگی هستی!!

*****

روز همه کسایی که امروز روزشونه مبارک

مامان گلم روزت مبارک!

خاله جون(مامان ترمه ایی ) روزتون مبارک!

 

++ بعضی آدم ها هدفشون از سر کار گذاشتن بقیه چیه؟

؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ از دل گفته شده درجمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ساعت 9:6با قلم ღ♥ღبهـــــــــــــــــــــــــارღ♥ღ |


آخه به تو چه!!


++چند روز پیش وب یکی از داداشامو خوندم

خیلی ناراحت شدم

آخه داداش از تو بعیید بود اون حرفا!! 

+آجی فوفو میسی برا دست بندا(بوس)


به نام خدا

سلام!!

این پستم مخاطب خاص داره

تویی که فک میکنی نمیدونم کی هستی خوب میشناسمت

جوابتم نمیدم تا بمیری از عقده و حرص

اگه من بدم اگه هرزم اگه بیریختم اگه هرچی هستم به تو چه!!!

تو چرا داری دق میکنی بدبخت!!

من هرچی هستم هرکی هستم به خودم مربوطه

هرگناهی انجام بدم خودم میدونمو خدای خودم

پس نگران من نباش لطفــــــــــــــــــــــــــا

بزارین یه چیزیو برا همتون روشن کنم

حتی تو دوست عزیز...

من از این به بعد فقط یه جمله بلدم!

**به تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو چــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه**

راضی هم نیستم اگه یک بار دیگه برای من نظر بزاری و حتی به وبلاگم بیای

و باید جواب پس بدی اون دنیا اگه بری وب هرکسی و از من حتی کوچکترین حرفی بزنی

حتی به خوبی!!!

 

+بچه ها ببخشید

 

 

 

+ از دل گفته شده درشنبه نهم اردیبهشت 1391 ساعت 22:30با قلم ღ♥ღبهـــــــــــــــــــــــــارღ♥ღ


...

 

به نام خدای مهربانی ها که پشتیبان بنده هاش هست و میمونه

 

سلام. خوبین

 بچه ها؟؟

منم خوبم!! خیلی خوبم!!

خداروشکر همه چیز خوب میگذره

اتفاق خاصی نیفتاده

همه چیز امن و امانه

امتحانای میان ترمم شروع شده تقریبا

دیگه تا پایان ترم نمبرم خونه!

ممنون بخاطر دوستای خوبی که هوامو دارین(خودتون میدونین چی دیگه!!)

(شاهین و شیوا و  ترمه جوون)

شاهین جان خودتو ناراحت نکن عصبی نشو

جواب ابلهان خاموشیه

 

+هستی جونم تولدت مبارک عزیزم

ایشالا به آرزوهای بزرگ کودکیت برسی

+نرگسم تولدت مبارک. ایشالا عروسیتو تبریک بگم

+گلی خانومم تولدت توام مبارک عزیزم

اینقد فکرتو الکی مشغول نکن!!خدا با ماست!

فوفو جون ممنون برا دستبندهایی که قراره برسه دستم

+ممنون بچه ها که فراموشم نکردین و همیشه به یادمین

ببخشین دیر دیر میام

+ از دل گفته شده دردوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ساعت 20:29با قلم ღ♥ღبهـــــــــــــــــــــــــارღ♥ღ |